شيخ ذبيح الله محلاتى

346

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

خدا ترا چنين تعليم كرده است پس حقتعالى اين آيات را نازل فرمود در مذمت عايشه و حفصة . ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ) . يعنى اى گروه مؤمنان استهزا نكنيد گروهى از گروهى شايد بوده باشند بهتر از ايشان و نه زنانى از زنان شايد كه بوده باشند بهتر از ايشان و عيب مكنيد نفس‌هاى خود را يعنى اهل دين خود را و مخوانيد يكديگر را بلقبهاى ناخوش بدنامى است كسى را ياد كردن بفسق يعني يهود و ترسا گفتن بعد از ايمان يا آنكه بدنامى است نام فسق براى آدمى بعد از ايمان آوردن و هركه توبه نكند پس ايشان ستمكارانند بر نفس خود . و در استيعاب گويد صفيه بسيار عاقله و فاضله بود او را جاريه‌اى بود بنزد عمر آمد در ايّام خلافت او گفت صفيه روز شنبه را دوست مىدارد و به فقراى يهود عطا مىدهد عمر او را طلبيد و با او قصه را بازگفت . صفيه گفت اما شنبه را از روزى كه خدا بدل او جمعه را به من عطا كرده است ديگر شنبه را دوست نمىدارم و اما يهود پس صلهء رحم مىنمايم پس جاريهء خود را گفت چه ترا بازداشت كه از من شكايت بعمر ببرى گفت فريب شيطان خوردم فرمود برو كه ترا آزاد كردم در راه خدا . و در اصابه گويد كه در مرض موت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صفيه عرض كرد يا رسول اللّه به خدا دوست دارم كه اين مرض و نقاهت كه شما را فروگرفته بجان من مىآمد و شما سالم مىشديد سائر زنها صفيه را فشار دادند كه لب از سخن گفتن ببند رسول خدا ملتفت ايشان گرديد فرمود البتّه صفيه راست مىگويد . و در باب پنجاه دو حيات القلوب از شيخ طوسى روايت كرده است كه در جنگ حنين صفيه زوجه رسول خدا عرض كرد يا رسول اللّه من مانند زنان ديگر نيستم براى